برگزاری جشنوارههای رسانهای در ذات خود اقدامی مثبت و لازم و ارزشمند است؛ برنامههایی که اگر درست طراحی و اجرا شوند، میتوانند به افزایش کیفیت محتوا، کشف استعدادهای تازه، تقویت رقابت حرفهای و ارتقای بهرهوری رسانهای منجر شوند. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا جشنوارههای رسانهای دراستانداری استان خوزستان واقعاً چنین کارکردی دارند یا در عمل به مراسمی تکراری با خروجیهای قابل پیشبینی تبدیل شدهاند؟
در حالی که یک نگاه اماری رسمی و تصویر درخشان از ظرفیت های استان خوزستان اراده می دهد حضور ۴۶۹ عضو اصلی و ۴۸ عضو افتخاری خانه مطبوعات و حدود میانگین قلم نویس های غیز عضو ۱۵۰نفر میانگین در کنار ۶۷۸ رسانه مجوز دار ،که خوزستان را در جایگاه سوم کشور قرار داده است این اعداد و ارقام نشان دهنده پتانسیل عظیم و نفوذ رسانه و خط مقدم تحولات قرار دارد اما بررسی میدانی از فضای رسانه استان نشان میدهد که دلیل عدم استقبال اهالی قلم و دوربین و از جشنواره های اخیر ،ریشه در ضعف مدیریت برگزاری این رویداد ها در استانداری را داراست زمانی که یک جشنواره صرفا به عنوان یک رفع تکلیف نگریسته شود نتیجه ای جز خروجی کم رمق و تکراری نخواهد داشت
به گزارش رسانه نگین صنعت به نقل از پی نوشت : برگزاری جشنوارهها و همایشهای رسانهای، در ظاهر باید فرصتی برای رقابت سالم، رشد حرفهای، کشف استعدادها و ارتقای کیفیت محتواباشد. اما زمانی که به خروجی بسیاری از این برنامهها نگاه میکنیم، این پرسش جدی پیش میآید که آیا واقعاً هدف، توسعه بهرهوری رسانهای است یا صرفاً تکرار یک چرخه تشریفاتی و از پیشتعیینشده؟
در فضای رسانهای امروز، بهویژه در استانهایی مانند خوزستان که با ظرفیتهای عظیم انسانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو هستند، انتظار میرود جشنوارههای رسانهای به بستری برای ظهور تولیدات اثرگذار، خلاقانه و مسئلهمحور تبدیل شوند. اما آنچه در عمل دیده میشود، گاه بیش از آنکه به رقابت واقعی شباهت داشته باشد، به مراسمی شبیه است که در آن برخی نامها همواره در فهرست برندگان تکرار میشوند؛ گویی رقابت از پیش پایان یافته و نتیجه، پیش از داوری مشخص است.
نام جشنواره الگوی ارزشمند ایست
رقابت واقعی یا تکرار اسامی مارتن های جوایز ثابت جشنواره ها و همایش ها ؟
وقتی یک جشنواره رسانهای به جای ایجاد شانس برابر برای همه شرکتکنندگان، به بستری برای تکرار برندگان ثابت تبدیل میشود، اصل رقابت زیر سؤال میرود. جشنوارهای که قرار است شاخصی برای سنجش کیفیت باشد، اگر نتواند تنوع برندگان، تازگی آثار، و کشف استعدادهای جدید را رقم بزند، بهتدریج اعتبار خود را از دست میدهد.
در چنین شرایطی، این شائبه تقویت میشود که برنده شدن در برخی رویدادها، نه فقط به کیفیت اثر، بلکه به روابط، شبکههای غیررسمی، آشناییها و ملاحظات بیرونی نیز وابسته است؛ موضوعی که اگرچه باید با احتیاط درباره آن سخن گفت، اما قطعاً نیازمند شفافسازی، واکاوی و پاسخگویی داوران و برگزارکنندگان است.
خوزستان؛ استانی با ظرفیت بالا، اما خروجی پایین در اثرگذاری رسانهای
استان خوزستان از نظر ظرفیتهای خبری، اجتماعی و فرهنگی، یکی از مهمترین استانهای کشور است. این استان همواره موضوعات مهمی برای روایت دارد:
از مسائل زیستمحیطی و اجتماعی تا ظرفیتهای صنعتی، مرزی، قومی و فرهنگی. با چنین موقعیتی، طبیعی است که انتظار برود خوزستان در حوزه تولید محتوای رسانهای اثرگذار، در ردیفهای نخست کشور قرار گیرد.
اما واقعیت تلخ این است که در بسیاری از حوزههای تولید محتوای حرفهای و اثرگذار، خوزستان هنوز نتوانسته جایگاهی متناسب با ظرفیت خود به دست آورد و در برخی عرصهها حتی در ردههای پایین قرار گرفته است. این شکاف میان ظرفیت بالقوه و خروجی بالفعل باید جدی گرفته شود؛ زیرا صرف برگزاری جشنواره، بدون اصلاح ساختارها، نه تنها به ارتقای رسانه کمک نمیکند، بلکه میتواند نوعی **رضایت کاذب** ایجاد کند.
جشنوارههایی که بیشتر نمادند تا موتور تحول باشند بیشتر هزینه تراشی برای سازمان هستند
بسیاری از جشنوارههای رسانهای به جای آنکه نقش «موتور محرک» داشته باشند، به «ویترین» تبدیل میشوند. در چنین رویکردی، هدف اصلی از بین میرود و جشنواره بیشتر برای عکس یادگاری، تقدیرهای تکراری، سخنرانیهای کلیشهای و تولید گزارشهای تشریفاتی برگزار میشود.
در حالی که یک جشنواره رسانهای باید چند کارکرد مشخص داشته باشد:
-شناسایی استعدادهای تازه
ایجاد رقابت واقعی و شفاف
-ارتقای مهارت و کیفیت محتوا
– تبدیل رسانه به ابزار حل مسئله
– سنجش میزان اثرگذاری، نه صرفاً ظاهر کار
اگر هیچکدام از این اهداف در عمل محقق نشود، جشنواره تنها عنوانی پرزرقوبرق خواهد بود که در نهایت، نه به رسانه کمک میکند و نه به افکار عمومی.
داوری؛ نقطهای که باید روشن شود
یکی از مهمترین پرسشها درباره اینگونه رویدادها، به فرایند داوری بازمیگردد.
آیا معیارها روشن، مکتوب و قابل سنجشاند؟
آیا آثار واقعاً بر اساس کیفیت، نوآوری و اثرگذاری ارزیابی میشوند؟
آیا داوران از استقلال کافی برخوردارند؟
و آیا امکان اعتراض، بازبینی و پاسخگویی وجود دارد؟
آیا آثار در سامانه ای و یا در دسترس عموم قرار می گیرد که بهره وری و اثر بخشی آن را بازبینی کنند و به عنوان یک مدیریت تاثیر گذار از آن بهره برداری شود
تا زمانی که این پرسشها بیپاسخ بماند، هر جشنوارهای در معرض این اتهام قرار میگیرد که به جای عدالت حرفهای، بر پایه روابط، سلایق شخصی یا ملاحظات بیرونی عمل میکند.
از «تقدیر» تا «تحول» فاصله زیاد است
اگر قرار باشد جشنوارههای رسانهای تنها به اعطای لوح و تندیس ختم شوند، نتیجهای جز تکرار وضعیت موجود نخواهند داشت. آنچه لازم است، **پیوند جشنواره با آموزش، ارزیابی، بازخورد و بهبود واقعی** است. یعنی آثار برگزیده باید تحلیل شوند، نقاط قوت و ضعف آنها به شرکتکنندگان منتقل شود و خروجی جشنواره به توسعه حرفهای رسانهها منجر گردد.
در غیر این صورت، جشنواره به تعبیر انتقادی برخی فعالان، همان «طعم گل پنیرک» را خواهد داشت:ظاهری لطیف و خوشرنگ، اما در عمل کماثر، کمماندگار و بیتأثیر در میدان واقعی رسانه.
جشنوارههای رسانهای در خوزستان و سایر استانها، اگر بخواهند شأن حرفهای خود را حفظ کنند، باید از تشریفات تکراری فاصله بگیرند و به سمت شفافیت، رقابت واقعی، داوری منصفانه و اثرگذاری ملموس حرکت کنند.در غیر این صورت، این رویدادها نه تنها به رشد رسانه کمک نمیکنند، بلکه به مرور به نمادهایی از رقابت نمایشی، برندگان همیشگی و خروجیهای کماثر تبدیل میشوند.
خوزستان بیش از هر زمان دیگری نیازمند رسانههایی است که اثرگذار، مسئلهمحور، مستقل و حرفهای باشند؛ نه جشنوارهایی که صرفاً به تکرار نامها و برگزیدگان ثابت بسنده میکنند.
تحول باید اصلاح گردد رویه برنامه ها باید رفع تکلیف نباشد باید کارایی و اثر بخشی در زمینه بهرهوری را ایجاد کند

