در شرایطی که کشور وارد دوره آتش بس شده و برنامه بازسازی واحدهای آسیب دیده در دستور کار قرار گرفته است، انتظار می رود همه دستگاه های اجرایی با رویکردی هماهنگ، زمینه احیای سریع ظرفیت های تولیدی را فراهم کنند. اما یکی از مهم ترین موانعی که امروز پیش روی فولاد خوزستان قرار گرفته، محدودیت در تأمین برق است، چالشی که در سال های اخیر نیز بارها تولید صنایع فولادی را تحت تأثیر قرار داده و اکنون می تواند روند بازسازی این مجموعه را نیز با تأخیر مواجه کند.
تجربه سال های گذشته نشان داده است که محدودیت های انرژی، به ویژه در فصل گرم سال، تنها به کاهش تولید ختم نمی شود، بلکه زنجیره ای از پیامدهای اقتصادی را به دنبال دارد، از کاهش صادرات و درآمدهای ارزی گرفته تا افزایش هزینه تولید، کاهش بهره وری، اختلال در تأمین مواد اولیه صنایع پایین دستی و در نهایت تهدید اشتغال هزاران نفر.
در چنین شرایطی، تداوم محدودیت برق برای واحدی که همزمان در حال بازسازی بخش های آسیب دیده نیز است، میتواند هزینه های اقتصادی را چند برابر کند.
فولاد خوزستان تنها یک کارخانه فولادسازی نیست. این شرکت یکی از حلقه های اصلی زنجیره فولاد ایران محسوب می شود و بخش مهمی از شمش مورد نیاز صنایع پایین دستی را تأمین می کند. هر میزان کاهش ظرفیت تولید در این مجموعه، به سرعت در بازار فولاد، پروژه های عمرانی، صنایع ساختمانی و حتی صادرات کشور منعکس خواهد شد.
بنابراین حمایت از بازگشت سریع این شرکت به مدار تولید، در واقع حمایت از ثبات زنجیره تأمین فولاد کشور است.
در این میان، نقش وزارت نیرو بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می کند. تأمین برق برای صنایع مادر نباید از منظر مدیریت مصرف انرژی دیده شود، بلکه باید بخشی از سیاست امنیت اقتصادی کشور تلقی شود. در شرایطی که یکی از مهم ترین واحدهای صنعتی کشور به دلیل آسیب های ناشی از جنگ نیازمند بازسازی است، تخصیص پایدار انرژی به این مجموعه باید در اولویت تصمیم گیری های ملی قرار گیرد.
بدیهی است مدیریت شبکه برق کشور با محدودیت هایی رو به رو است و وزارت نیرو مسئول تأمین برق همه بخش ها از جمله مشترکان خانگی، کشاورزی و صنعتی است. با این حال، در دوره های بحرانی، اولویتبندی منابع بر اساس اهمیت راهبردی بخش ها می تواند از تحمیل هزینه های سنگین تر به اقتصاد جلوگیری کند. صنایع مادر مانند فولاد خوزستان، به دلیل نقش گسترده در تولید، اشتغال، صادرات و تأمین نیاز سایر صنایع، از جمله بخش هایی هستند که تداوم فعالیت آنها آثار فرابخشی دارد و حمایت از آنها می تواند منافع ملی گسترده تری ایجاد کند.
نگاه ملی به بازسازی فولاد خوزستان به این معناست که مسئولیت احیای این شرکت بر عهده مدیران آن یا وزارت صنعت، معدن و تجارت نباشد. این فرآیند نیازمند هماهنگی میان دستگاه های مختلف از جمله وزارت نیرو، وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، بانکها و سایر نهادهای مسئول است.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می دهد که پس از بحران های بزرگ، دولت ها با ایجاد سازوکارهای ویژه، بازسازی صنایع راهبردی را در اولویت قرار می دهند تا چرخه تولید و اشتغال در کوتاهترین زمان ممکن احیا شود.
از سوی دیگر، بازسازی فولاد خوزستان نباید تنها به ترمیم زیرساخت های آسیب دیده محدود شود. این فرصت می تواند به بستری برای نوسازی تجهیزات، ارتقای بهره وری انرژی، توسعه زیرساخت های برق اختصاصی و افزایش تاب آوری این مجموعه در برابر بحران های آینده تبدیل شود. حمایت دولت از چنین برنامه ای، علاوه بر کاهش ریسک های آتی، می تواند توان رقابتی صنعت فولاد ایران را نیز تقویت کند.
همچنین ضروری است وزارت نیرو در کنار تأمین برق پایدار، برنامه ای مشخص برای همکاری با صنایع بزرگ در توسعه نیروگاه های اختصاصی، انرژی های تجدیدپذیر و بهینه سازی مصرف انرژی تدوین کند تا فشار بر شبکه سراسری در سال های آینده کاهش یابد. اما تا زمانی که این زیرساخت ها به بهره برداری برسند، تأمین برق مورد نیاز واحدهایی مانند فولاد خوزستان همچنان یک ضرورت اجتناب ناپذیر خواهد بود.
در نهایت، بازگشت فولاد خوزستان به ظرفیت کامل تولید، تنها به معنای راه اندازی دوباره یک مجتمع صنعتی نیست، بلکه نمادی از بازگشت اعتماد، رونق تولید و حفظ یکی از مهم ترین پیشران های اقتصاد صنعتی کشور است. تحقق این هدف، مستلزم آن است که همه دستگاه های مسئول با نگاهی فراتر از ملاحظات بخشی، از این مجموعه حمایت کنند.
در این میان، وزارت نیرو با اولویت دهی به تأمین برق صنایع مادر و به ویژه فولاد خوزستان، می تواند نقشی تعیین کننده در تسریع روند بازسازی، حفظ اشتغال، تقویت صادرات و پایداری زنجیره فولاد کشور ایفا کند، اقدامی که منافع آن نه تنها به این شرکت، بلکه به کل اقتصاد ملی بازخواهد گشت.

