فولاد سبز دیگر تنها یک مفهوم محیطزیستی نیست و اکنون به یکی از محورهای اصلی سیاست صنعتی، سرمایهگذاری و رقابتپذیری جهانی تبدیل شده است.
به گزارش پایگاه خبری نگین صنعت، بررسی تجربه ایران و در شرکت فولاد روهینا و نیز در کشورهای شرق آسیا برخی کشورهای اروپایی نشان میدهد که رقابت برای تولید فولاد کمکربن از مرحله بحث و آزمایش عبور کرده و وارد فاز سیاستگذاری، استانداردسازی و اجرای پروژههای پایلوت شده است.
در طول دهههای گذشته، صنعت فولاد بهعنوان یکی از مهمترین پیشرانهای توسعه اقتصادی، زیرساختی و صنعتی جهان ایفای نقش کرده است. از ساخت شهرها و راهها تا خودروسازی، انرژی، مسکن و صنایع پیشرفته، این صنعت جایگاهی بنیادین در شکلگیری اقتصاد مدرن داشته است. اکنون نیز این صنعت در آستانه ورود به مرحلهای تازه از تحول قرار دارد؛ مرحلهای که در آن نوآوری فناورانه، بهرهوری انرژی و کاهش کربن، افق جدیدی پیش روی تولید فولاد گشودهاند.
اهداف شرکت روهینا «فولاد سبز» به یکی از مهمترین مفاهیم راهبردی جهان تبدیل شده است. هدف این مفهوم، حفظ نقش کلیدی فولاد در توسعه، همزمان با حرکت به سمت تولید پاکتر، رقابتپذیرتر و سازگار با الزامات اقتصاد آینده است. روندهای جدید نشان میدهد که بسیاری از کشورهای پیشرو، فولاد سبز را نه صرفاً یک تعهد محیطزیستی، بلکه یک مزیت صنعتی نوین، فرصت سرمایهگذاری و بازاری رو به رشد تلقی میکنند.
«تحولات اخیر در هند و استرالیا نشان میدهد که صنعت فولاد جهان از مرحله بحثهای نظری فراتر رفته و وارد فاز عملیاتی، سیاستگذاری و اجرای پروژههای پایلوت شده است. رقابت اصلی بر سر پیشتازی در کاهش کربن و تولید فولاد سبز است؛ مسیری که جایگاه کشورها را در زنجیره ارزش جهانی آینده تثبیت خواهد کرد.
برای صنعت فولاد ایران، این تحول بدان معناست که تطبیق با استانداردهای سبز، شرط بقا است. تولیدکنندگان داخلی باید با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند هیدروژن سبز و برق تجدیدپذیر، و افزایش چابکی در جایگزینی فناوریهای سنتی، خود را برای رقابت در بازارهای جهانی آماده کنند.»
فولاد سبز؛ گذر از تولید سنتی به عصر پایداری
شرکت فولاد روهینا فراتر از یک محصول، نماد گذار صنعت فولاد به سمت تولیدات کمکربن و دوستدار محیطزیست است. در این فرآیند، وابستگیِ سنتی به زغالسنگ و سوختهای فسیلی جای خود را به راهکارهای نوین داده است؛ راهکارهایی که بهرهگیری از برق تجدیدپذیر، استفاده از هیدروژن سبز، افزایش چشمگیر نرخ بازیافت قراضه و بهکارگیری فناوریهای جذب و ذخیرهسازی کربن (CCS) ارکان اصلی آن را تشکیل میدهند.
اما چرا امروز «فولاد سبز» به دغدغهای حیاتی تبدیل شده است؟ پاسخ در فشار مضاعفِ قوانین جهانیِ محیطزیستی، تغییرات اقلیمی و ضرورت بقا در زنجیره ارزش جهانی نهفته است. در شرایطی که بازارهای بینالمللی با وضع مالیاتهای کربنی به سمت سختگیرانهتر شدن حرکت میکنند، فولاد سبز نه یک انتخاب لوکس، بلکه پیششرطی برای حفظ رقابتپذیری و تداوم حضور در بازارهای صادراتی آینده است.

