در پهنه وسیع و ثروتآفرین خوزستان، این قطب استراتژیک قرار بود تجلیگاه خودباوری و تکیه بر توان متخصصان داخلی باشد؛ اما این روزها در لایههای پنهان این خطه آنچه بیش از تکاپوی چرخش چرخهای صنعت احساس میشود فضای غبارآلود تبعیض و مدیریت از راه دور است. در همین زمینه مجموعهای که باید ویترین بهرهوری و بومیگزینی در قلب جنوب باشد(پالایشگاه گاز هویزه)، عملاً به حیاط خلوت مدیران غیربومی مبدل گشته که پیوندشان با این خطه تنها در بلیتهای پرواز تهران-اهواز خلاصه شده است.
اول: مدیریت از دور؛ وقتی سایه جایگزین مدیر میشود
مدیران این مجموعه امورات یکی از مهمترین پالایشگاههای منطقه را از پایتخت رصد می کنند.وقتی مدیران غیر بومی یک مجموعه زیست روزمره در کنار پروژه را از دست میدهند، تصمیمات پشت درهای بسته و بدون درک واقعیتهای میدانی گرفته میشود.
دوم: استراتژی فرار به جلو برای فرار از مطالبهگری
در این میان آنچه بیش از مدیریت پروازی آزاردهنده است، بهکارگیری تاکتیک حمله پیشدستانه است. ظاهراً مدیریت فعلی آموخته است که با ایجاد فضای تهاجم مصنوعی و فرافکنی، مانع از شکلگیری هرگونه مطالبهگری بهحق شود. در حالی که صف طویلی از متخصصان مجرب و نخبگان بومی در این شرکت حضور دارند، صندلیهای مدیریتی یکی پس از دیگری به افراد غیربومی واگذار میشود. این رویکرد نه تنها توهین به تخصص نیروهای خوزستانی است، بلکه بهرهوری را در لایههای عملیاتی به شدت کاهش داده است.
سوم: آقای شریعتمداری؛ نوبت جراحی در هلدینگ خلیجفارس است
اکنون پرسش اساسی از جناب آقای شریعتمداری مدیرعامل هلدینگ خلیجفارس این است: تا کی قرار است هزینههای گزاف مدیریت پروازی و نادیده گرفتن سرمایههای انسانی بومی توسط سهامداران و مردم منطقه پرداخت شود؟ پالایشگاه هویزه به مدیری نیاز دارد که در منطقه حضور دائمی داشته باشد، نه کسی که از فاصله ۹۰۰ کیلومتری فرمان صادر کند.
انتظار میرود هلدینگ خلیجفارس هرچه سریعتر به این نگاه تبعیضآمیز پایان داده و با برچیدن بساط مدیریتهای اینچنینی و غیربومی اعتماد را به بدنه متخصص و بومی پالایشگاه هویزه بازگرداند. این مجموعه سرمایه ملی است که حق مدیریت آن پیش از هر کسی متعلق به فرزندان همین خاک است.

